روزهایی که بی تو گذشت
روزها در گذر است چه تو باشی چه نباشی اما روزهای من بی تو ..................
یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩ :: ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ستاره مرتضوی      

باز امشب دریای دلم طوفانیست

قایقی کهنه در کنج آن زندانیست

قایق هر دم بر کنج دلم می کوبد

آه این درد کهنه دیگر تکراریست

کاش به ساحل برسد این دردم

خوب میدانم درمان آن آزادیست

گربیایی با آمدنت آزاد شویم

این دل و دریا شدنش پنهانیست

چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩ :: ٤:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ستاره مرتضوی      

داشتم به این فکر میکردم اگه قرار بود تو رو با چیزی عوض کنم با چی عوضت میکردم!
با یه خونه ؟؟؟
با یه ماشین ؟؟؟؟
با یه صندوقچه پر طلا ؟؟؟؟؟
یا با ....
هر چی فکر کردم دیدم نمیتونم تو رو با هیچی عوض کنم .
حتی با تموم دنیا !!!!!!!!!!!
اما تو که مال من نیستی
شاید اگه مال من بودی عوضت میکردم!!!!!!!!!!!
با ..................

هیچی

جمعه ٥ آذر ۱۳۸٩ :: ٦:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ستاره مرتضوی      

آهای مرد غریبه کجا به این همه سرعت

بیا خیال خوشت را ببر برو به سلامت

بگیر بغض مرا توی ساک خود جا کن

برای روز مبادا و تنگنای اقامت

نگو که باد کلاه تو را به کوچه کشانده

نگو که گمشده راهت در این حوالی غربت

تا غبار فراموشی از زمانه بگیرم

نپرس از من تنها میان کوچه تو ساعت

برو و برای همیشه که عشق زنده بماند

قرار هر سه ما روز انتظار قیامت

جمعه ٥ آذر ۱۳۸٩ :: ٦:٠٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ستاره مرتضوی      

گرچه از فاصله ماه به من دورتری
ولی انگار همین جا و همین دور و بری
ماه می تابد و انگار تویی می خندی
باد می آید و انگار تویی می گذری

شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩ :: ٥:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ستاره مرتضوی      

باورم نمیشه رفته باشی

منو تو شبا جاگذاشته باشی

میدونستم نباید دل ببندم

به صدای بارون توی شبها

 

چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩ :: ٥:۳٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ستاره مرتضوی      

سلام. سلامی پاییزی با نم نم بارون

می خوام از روزهایی که بی تو گذشت بنویسم اما شاید اول بهتر باشه از اون روز بنویسم . از اومدنت . از بودنت. نمیدونم دست سرنوشت بود یا دستهای سرد خودم؟؟؟؟؟؟ خواب بود یا رویا ؟؟؟؟؟؟؟

اما اومدی !!!!

تو یه صفحه سرد آبی!!!!

درباره وبلاگ
شیدا

موضوعات
 
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed